تبليغاتX
دیوانه ترین عاشق

دیوانه ترین عاشق

دیوانه ترین عاشق

خداحافظ من ديگه رفتم

بچه ها من ديگه نمي نويسم

حلالم کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

 

سلام سلام صد تا سلام

دوستان امروز چند تا موزیک ویدیو باحال باحال آوردم البته من نیاوردم سایت دردسر آورده بود منم گفتم بزارم تویه وبلاگم برایه دانلود امیدوارم که راضی باشه

دانلود کن

ویدیو:یه کمی منو دوسم داشته باش

با صدای:دی جی نگار

دانلود


نظر یادت نره

ویدیو:واسه من

از:بهنام علمشاهی

دانلود


ویدیو:sers kez lini

با صدای:اندی و آرمن

دانلود ویدیو

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

سلام سلام

دوستان عزيز يكسر به وبلاگ داداش صالح گل من بزنيد

خيلي بامرامه ميگي نه خوب خودت برو ببين

                  داداش صالح گل گل

                   داداش صالح گل گل


 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسيار مشتاقم

که از خاک گلويم سوتکی سازد

گلويم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازيگوش  و او

يکريز و پی در پی

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را

 

 

 

هرگز تو رو فراموش نخواهم کرد

 

هرگز تورو فراموش نخواهم کرد حتی اگر ما رو از یاد ببری و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا که تو رو دوست دارم

 

دیوانه وار عاشقت شدم چرا که مهربانی را در وجودت دیدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم

 

سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مزحگمات اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود .

 

چرا که شب عشق بسیار طولانی است و قلبم در آرزوی  تو می سوزد. آنگاه که از برابر دیدگانم  دور شوی خورشید وجودم پنهان می گردد

 

و ابر های غم و اندوه ما رو در بر می گیرد و به دنیای غریبی می برند .

 

همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگیم را گل باران کرده است و تمامیه این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کردم .

 

محبوبم !! همیشه به انتظار بازگشتت خواهم بود .

 

 

 

از عشقم جدا شدم


من شمعداني بودم و او پرپرم کرد


برگ درختي بودم و خاکسترم کرد


هر روز با يک خاطره، با بال رويا


پرواز مي کردم،که بي بال و پرم کرد


گفتم نرو تنهايم اي همزاد باران


رفت و نگاه آخرش تنهاترم کرد


او سنگ زد بر شيشه احساس هايم


خون را ولي مهمان چشمان ترم کرد


وقتي که گفتم هر چه ميل توست باشد


مثل غروري ايستاد و باورم کرد

 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

سلام دوستان

خوب تعطیلات هم تموم شد هی روزگار جوم من دیدید چه زود تموم شد

من که هیچی از این تعطیلات نفهمیدم

خوب بگذریم دوستان گل من از این به بد تصمیم گرفتم موزیک ویدیوهای قشنگ عاشقونه رو در وبلاگم بزارم برایه دانلود الانم ازخواننده خوش صدایه کشورمون

به نام شهاب بخارایی گذاشتم خیلی قشنگه حتما دانلود کنید

 

دانلود ویدیو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد

 ولی به سختی میشه در قلب او جایی پيدا کرد.
 

 

به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
 
 ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا كرد

 

 

به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد
 
ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد.

 


به راحتی  ميشه کسی را که دوستش داريم از خود برنجانيم
  
ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم.

 


 به راحتی ميشه کسی را بخشيد
 
ولی به سختی ميشه از کسی تقاضای بخشش کرد.
 

 

به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد
 
ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد.


 
به راحتی  ميشه به روياها فکر کرد
 
ولی به سختی ميشه برای بدست آوردن يک رويا جنگيد.

 

 

به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد
 
ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش واقعی داد.
 
   
به راحتی ميشه به کسی قول داد
 
ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد.

 

 

به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
 
ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد


  
به راحتی ميشه اشتباه کرد
 
ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت.

 

 

به راحتی ميشه گرفت
 
ولی به سختی ميشه بخشش کرد.

 


  به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد 
 
ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد.

 

و در آخر:
 

به راحتی ميشه اين متن را خوند

 

ولي به سختي مي توان به آن عمل كرد

 

www.daftareshegh.blogfa.com

يكسري بزن

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
فراموشي يعني
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق

آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟

اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند همه
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

 

من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم نگاهت را مگير از من كه با آن عالمي دارم

 

اگه خواستي تودل يكي جابگيري يكي رو انتخاب كن كه دل بزرگي داشته باشه

تا واسه اينكه تو دلش جابگيري مجبور نشي خودتو كوچيك كني

 

 

هروقت يك زنبور نيشت زد اصلا ناراحت نشو چون اون هم فهميده كه تو گلي

 

 

زيباتر از اين متن را در وبلاگ دفتر عشق ملاحظه فرماييد

 

http://www.daftareshegh.blogfa.com/

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

ناصر

سلام فرا رسيدن سال نو رو به همه شما دوستان عزيز تبريك مي گم

عيدتون مبارك

عيدي من يادتون نره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

 

 

 راز عشق

عشق یعنی لحظهای التهاب

عشق یعنی  لحظهای ناب ناب

عشق یعنی همچون شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

   از یه عاشق دل سوخته

n 

قلبم از عشقت داره می ایسته  

اگه یک روز کسی بهت گفت که دوست دارم توسعی نکن بهش بگی دوسش داری

 

اگه گفت عاشقته سعی نکن عاشقش باشی

 

اگه بهت گفت همه زندگیش تویی سعی نکن همه زندگیت باشه

 

چون یک روز میاد و بهت میگه که ازت متنفرم اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی

 

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

 

آنقدر دوستت دارم که حتی فکرش را نمی توانی بکنی

ولی هراس از این دارم که تو به من پشت کنی و مرا تنها بگذاری

 

به همین دلیل از دل بستن زیاد می هراسم...

 

n 

اشکی که بی صداست

پشتی که بی پناست

دستی که بسته است

پايی که خسته  است

دل را که عاشق است

حرفی که صادق است

شعری که بی بهاست

شرمی که آشناست

دارايی من ارزانی شماست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون

 

عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن

 

عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل

 

عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را

 

عشق یعنی  در پی تو در به در ، عشق یعنی  یک بیابان درد سر

 

عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی  قلبی آماج خطر

 

عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی  باز می خوانم تو را

 

عشق یعنی  بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو

 

عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام

 

عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست

 

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد

 

عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند

 

عشق یعنی  تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را

 

عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را

 

عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی  در میان برفها

 

عشق یعنی  یاد آن روز نخست ، عشق یعنی  هر چه در آن یاد توست

 

عشق یعنی  تک درختی در کویر ، عشق یعنی  عاشقانی سر به زیر

 

عشق یعنی بگذری از هفت خان ، عشق یعنی  آرش و تیر و کمان ....

 

n 

گفته بودی عشق جزیی از وجودت هست اما نیست نیست

گفته بودی زندگی بود و نبودت هست اما نیست نیست

فکر می کردم زلالی ساده ای مثل تمام چشمه ها

عشق در رگهای آبی و کبودت هست اما نیست نیست

صبر کردم !صبر کردم با خودم گفتم که شاید لااقل

ذره ای منطق درون تارو پودت هست اما نیست نیست

گفته بودم با زمان حل می شود در باورت هر مشکلی

اندکی صبرو تحمل کن به سودت هست اما نیست نیست

با تمام آن بدی ها باز هم می پرسم آیا بعد از این

چیزی از حس ترحم در وجودت هست ؟اما نیست نیست

 

n 

 

ببخش اگه تو قصه مون

دو رنگ و نامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم

خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد

خيانتو ياد بگيرم

اگر که گفتم به چشات

بزار واسه تو بميرم

ببخش اگه تو گريه هام

دو رنگي و ريا نبود

اگر که دستام مثل تو

با کسي آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون

کم نمي زاشتم چيزي رو

ببخش که يادم نميره

اون روزاي پاييزي رو

لياقت دستاي تو

بيشتر از اين نبود عزيز

نه نمي خوام گريه کني

براي من اشکي نريز

لياقت چشماي تو

نگاه ِ پاک ِ من نبود

ببين چي ساختي از من

مغرور ِ عاشق ِ حسود

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  | 

اگه با بودن من غم تو دلت جون می گیره

می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره

اگه با موندن من باغ تو ویرونه می شه

میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه می شه

فک نکن که بی کسم خدا به دادم می رسه

کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم می رسه

مرهمی از شب چشمات واسه دردم نداری

خورشیدی اما خبر از تنه سردم نداری

داداش ناصر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ناصر تقوی  |